|
آرزو دارم شبی عاشق شوی
آرزو دارم بفهمی درد را تلخی برخورد های سرد را می رسد روزی که بی من لحظه ها را سر کنی می رسد روزی که مرگ عشق را باور کنی می رسد روزی که شب ها در کنار عکس من نامه های کهنه ام را مو به مو از بر کنی
سكوت ، نگاه ، تو ، من تو هستي ، تا صدا فرياد ميزند هستم
Senza aspettare più di subire il tempo tra le mani روياهاي روشن ببين و مهم نيست اگه همه چيز درونت بي حركته روياهاي روشن ببين من زمان هستم، مكان هستم واميال شاخك من هستن و بيش از اين براي سوزش زمان ميان دستا منتظر نميمونم روياهاي روشن ببين احساساتي داري كه گيجم ميكنه تنها عصبانيت از خاموش شدن حس ميكني كه همه اون چه تو اطرافته، بدون برخوردي ميشكنه rifugiarsi dentro un’ombra che a noia ميلي ايه كه ديگه راهي واسه فرار نداره و ناگهان متوجه ميشم كه پناه گرفتن تو يه سايه كسالت آور ديگه معنائي نداره و ديگه تلاشي نميكني، تو ديگه زنده نيستي (باز رويا ببين)... E non ho più ombre da uccidere ديگه سايه اي براي كشتن ندارم ديگه قدرتي واسه اينجا موندن ندارم حس شبيه هشياري و ترسي احمقانه مثل هوا نامرئي همه چيزو قاطي كردم E’ solo rabbia che non ha più via di fuga rifugiarsi dentro un’ombra che da noia فقط خشمي ايه كه ديگه راهي واسه فرار نداره و ناگهان متوجه ميشم كه پناه گرفتن تو يه سايه كسالت آور ديگه معنائي نداره و ديگه تلاشي نميكني، تو ديگه زنده نيستي (باز رويا ببين)... ميخام صداتو بشنوم، فريادت، تلاشت، اشتباهت ديگه ديدن مرگ تدريجيتو تحمل نميكنم، بي آزار و معمول... Tu soltanto tu con le canzoni che mi canti tu تو، تنها تو، با ترانه هائي كه برايم ميخاني با بعضي از اشعار غمگينت با تمام افكار عاشقانه، تقريبا در هر زمان con l'aria di chi a fare l'amore ci mette anche il cuore. تو، تنها تو، با تمام احساساتي كه به من ميدهي با آن نگاهي كه تنها تو داري با حالتي كه عشق ميورزي حتي قلبت را ميدهي Mi hai fatto innamorare مرا عاشق ميكني مرا عاشق ميكني رويا ديدنم را كمي بيشتر ميكني هر ساعت بيشتر هر سال بيشتر با روح و جسم به طور همزمان مرا عاشق ميكني مرا عاشق ميكني عزيزم مرا عاشق ميكني براي پرواز با تو تنها با تو به شيريني در آغوشت ميگيرم در خلوت يا ميان جمع تو، تنها تو، با تمام سوپرايزهائي كه مرا ميكني (با) آن كمي كمروئي كه داري (با) آن روش كمي عجيب لباس پوشيدن با دستاني روي پيانو تو، تنها تو، با آرايش يا بدون هيچ چيز، هميشه تو با اخمي بخاطر خصومتي ديرين يا با لبخندي بهتر Tu soltanto tu con le canzoni che mi canti tu تو، تنها تو، با ترانه هائي كه برايم ميخاني با بعضي از اشعار غمگينت با تمام افكار عاشقانه، تقريبا در هر زمان con l'aria di chi a fare l'amore ci mette anche il cuore. تو، تنها تو، با تمام احساساتي كه به من ميدهي با آن نگاهي كه تنها تو داري با حالتي كه عشق ميورزي حتي قلبت را ميدهي Mi hai fatto innamorare مرا عاشق ميكني مرا عاشق ميكني رويا ديدنم را كمي بيشتر ميكني هر ساعت بيشتر هر سال بيشتر با روح و جسم به طور همزمان مرا عاشق ميكني مرا عاشق ميكني عزيزم مرا عاشق ميكني براي پرواز با تو تنها با تو به شيريني در آغوشت ميگيرم در خلوت يا ميان جمع تو، تنها تو، با تمام سوپرايزهائي كه مرا ميكني (با) آن كمي كمروئي كه داري (با) آن روش كمي عجيب لباس پوشيدن با دستاني روي پيانو تو، تنها تو، با آرايش يا بدون هيچ چيز، هميشه تو با اخمي بخاطر خصومتي ديرين يا با لبخندي بهتر Ed è di nuovo solitudine
او رفت ... ... ... ... ما ماندیم . |
About |